داستان کوس دادنم به داداشي | ایوم

به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد


                                      

                                                                    

خانه » دسته‌بندی نشده » داستان کوس دادنم به داداشي

داستان کوس دادنم به داداشي

داستان کوس دادنم به داداشي
 
من و داداشم
ch-khasteh.blogfa.com/
Translate this page
من و داداشم – داستان زندگی من و داداش فرشادم. … که خب احتمالا خیلی هاتون می دونین که رسمه که هر کس به یه شکلی لباس می پوشه و همه جشن می گیرن! …. نه کسب موقع غذا درست کردن دیوانه وار می رقصید و آواز می خوند و قاشق چوبی رو به جای میکروفون نگه می داشت، نه کسی موقع آب دادن گل ها سعی می کرد به زور به شلنگ رنگین کمون درست کنه!
حال کردن داداشی با من
https://shahvani.com/dastan/حال-کردن-داداشی-با-من
Translate this page
Aug 22, 2013 – سینه هام رو ول کرد و کمر شلوارم رو گرفت , فهمیدم میخواد دستشو بکنه تو شرتم , منم که کسم خیس شده بود و نمیخواستم از این تابلو تر شه که بیدارم یه غلت زدم و رو شکم خوابیدم , داداشم یکم دستشو عقب کشید , اما یکم بعد این دفعه باسنم رو گرفت و شروع کرد به فشار دادن و مالیدن , بعد کونمو ول کرد و اومد رو تخت …
نشستن در صندلی جلوی تاکسی پراید – ویرگول
https://virgool.io/…/نشستن-در-صندلی-جلوی-تاکسی-پراید-قسمت…
Translate this page
خانوم مسن از صندلی عقب زد روی شونه ام و گفت پسرم من جای مادرت هستم چشمهام ضعیف بود ندیدم شما اون جلو نشستی، در هر صورت ببخشید، من برای این که قضیه کش پیدا نکنه فقط گفتم خواهش میکنم شما باید من … دختر کوچولویی که روی صندلی پشت راننده نشسته بود از خانوم چادری پرسید “مامان، پسر بی حیائه چرا سر پیرزنه داد کشید؟
آهو´ر – داستان
ahwr.blogfa.com/post-71.aspx
Translate this page
آهو´ر – داستان – ادبي و فرهنگي. … داستان. ماجراي آن روز را كه من و داداش برزگ در خانه تنها مانديم و پدر ، مادر و خواهرا را با خود برد زيارت ، به هيچ كس نگفته ام . حتي چند بار تو خلوت كه من و مادر تنها بوديم خواست از دهنم بپرد كه ترسيدم دوباره داداش بزرگ با عصبانيت بيايد و صورتش عرق كندو چشماش قرمز شود … وظيفه ي من گوش دادن و اطاعت بود .
خیانت اقا داداش – منه منه من – ناری – بلاگ اسکای
nariaa.blogsky.com/1393/04/06/post-45/خیانت-اقا-داداش
Translate this page
خیانت اقا داداش. تاریخ : جمعه 6 تیر 1393 | 14:37 | نویسنده : ناری. این پست باعث خجالت منه و تابحال به هیچ کس حتی داداشای دیگه ام دربارش نگفتم … مسئله خیلی مزخرف با جاریش دعواش شد که داستان جدا داره شب عروسیش رفته بود تیپ عروس زده بود چون خیلی خوشگل بود طفلک عروس اصلا به چشم نمی اومد مامان عروسم بهش گفت حداقل تو …

 


تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز
NS