داستان هاي سکسي جر خوردن مامانم | ایوم

به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد


                                      

                                                                    

خانه » دسته‌بندی نشده » داستان هاي سکسي جر خوردن مامانم

داستان هاي سکسي جر خوردن مامانم

داستان هاي سکسي جر خوردن مامانم
 
مامان کوس و جنده من – شهوانی
https://shahvani.com/dastan/مامان-کوس-و-جنده-من
Translate this page
مامان کوس و جنده من. 1391/8/23. مامان. سلام اسم من سامان.18 سالمه .این داستانی که تعریف میکنم ماله 7 ساله پیشه زمانی که من 11 سالم بود .ما یک خانواده 5 نفره هستیم 1 برادر دارم ویک خواهر . مامانه من مثله مامان های … خوابید رو تخته من, و زنگ زد به میثم و حرفای سکسی میزد . … حسن شروع کرد به خوردن مامانم از بالا سینه های بزرگش شروع کرد خوردن
علي و مامانم – شهوانی
https://shahvani.com/dastan/علي-و-مامانم-
Translate this page
Jan 29, 2011 – من درست نميديدم مي‌خواد بكنه تو كس مامانم يا تو كونش,اما از اونجا كه مامانم گفت نامرد كيرت خيلي كلفته بكن تو كسم فكر كنم علي مي‌خواست كون مامانمو جر بده. به هر حال علي هرچي سعي …. اخه یکی نیست به منه کسخل بگه کیرم تا دسته تو کون سید علی گدا یا این داستان های کیری سکسی شب چه جوری میخوابی.راست میگه وال.
مامان حرف گوش کن من – شهوانی
https://shahvani.com/dastan/مامان-حرف-گوش-کن-من
Translate this page
Dec 20, 2013 – دو سه بار به من، سر رفت و آمدم گير داد ولي من كوتاه آمدم. تا اين كه يك شب سر ميز شام ميان پدرم با مادرم جر و بحث در گرفت. مادرم اولش خودش را خيلي كنترل كرد ولي پدرم ول كن نبود. مادرم كه از كوره در رفته بود شروع كرد به فحش دادن. پدرم بلند شد كه به سمت مادرم هجوم ببره، بي‌اختيار بلند شدم و جلوش ايستادم. اولش شوكه شد.
Incest Sexy Story ^ داستان های سکسی با محارم – صفحه 53 – انجمن لوتی
https://www.looti.net/12_1255_53.html
Translate this page
کون دادن زیلاخانم خواهر من. سلام من اسمم مرتضی ست و ابجیم اسمش زیلا ست اون اهل نماز خوندن ومذهبی بوداما از چشاش معلوم بود که یه کم سکسی هم دوست داره مثلا کیر یه مردو بخوره یا یکی کوسشو جر بده اون شوهر داشت شوهرشم همیشه خونه نبودمنم دوست داشتم یکی اونو بکنه ولی کی اخه که یه روزمن با پسر عمه رفتیم خونه زیلا خواهرم واسه شام که …
Incest Sexy Story ^ داستان های سکسی با محارم – صفحه 33 – انجمن لوتی
https://www.looti.net/12_1255_33.html
Translate this page
میگفت بکن جون بکن که داری جر میدی آب بریز یالا آب کیرتو خالی‌ کن که حسابی‌ این حرفش حشریم میکرد که یهو آبم پاشید تو کونش از نعره کشیدنم فهمید دارم ارضا میشم … سکس با مامان جونم سلام داستانی میخوام براتون بنویسم کاملا واقعی حتا اسماش بازم باور کردن و نکردنش با خودتون من ایمان 20 سالمه و مامانم مریم 38 سالشه ما تو تهران …

 


تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز
NS