داستان داغ ضربدري | ایوم

به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد


                                      

                                                                    

خانه » دسته‌بندی نشده » داستان داغ ضربدري

داستان داغ ضربدري

داستان داغ ضربدري
 
دوست دخترم مریم قسمت دوم | داستان سکسی
https://dastan021.tumblr.com/post/…/دوست-دخترم-مریم-قسمت-دوم
Translate this page
Apr 24, 2017 – یه تیشرت دخترونه زرد رنگ پوشیده بود که یه قسمتهاییش توری بود از رو تیشرتش سینه هاشو میخوردم و با دستم کسش و میمالیدم وقتی کمی داغ شد دستشو آورد و سرمو محکم فشار داد به سینه هاش نفشاش تند شده بود و کاملا میشد حس کرد که داغ شده دستش و از سرم برداشت و از رو شلوارم کیرمو پیدا کرد و مالید حس خیلی بود …
داستان سکس با مستانه (خواهرزن) | داستان سکسی
https://iranaks.wordpress.com/…/داستان-سکس-با-مستانه-خواهرزن/
Translate this page
Jul 14, 2010 – داستان سکس با شیدا و لیلا … البته همانطور كه گفتم نه بطور مستقیم بلكه به صورت تبادل نظر- داستان واینكه شوهرش چه مدلی با اون حال میكنه واز این دست حرفها. …. مستانه روی تخت دراز كشید و من هم یك عدد كاندوم روی كیرم سوار كردم و بعد خیلی آروم كیرم را وارد كوس داغ وخیس وتنگ مستانه كردم و مستانه یك آه ناز كشید …
داستان سکس بهرام و نازی (دوست داغ شوهرم) | داستان سکسی
https://iranaks.wordpress.com/…/داستان-سکس-بهرام-و-نازی-دوست-د…
Translate this page
Jul 14, 2010 – دو سالی بود که ازدواج کرده بودم. از همون اول فهمیده بودم که شوهرم از پس نیاز جنسی من بر نمیاد. من عاشق سکسم اونم با مردای هات . اما شوهرم زیاد هات نیست …خلاصه بعد از دو سال یه روز بهم گفت یکی از دوستاش که آلمان بوده اومده ایران و میخواد یه شب…
داستان بهشت قسمت نهم | داستان های بدون سانسور
https://beautyshining.wordpress.com/2010/…/داستان-بهشت-قسمت-…
Translate this page
Jul 23, 2010 – بدنش چه داغ داغ بود!….. و…. مثل اینکه توخواب میدیدم چون پرستو رفت جلوی محسن وچرخی خورددرحالیکه دامنشوازپشت بالا میزد کون سفیدو قمبلشوگرفت جلوی محسن وبعد با یک چرخش سریع برگشت وکله محسن را از جلوگذاشت لای پاش درحقیقت محسن را وادار کردتا کوسشو ببوسه یا لیس بزنه!!…. چطورپرستواین
داستان های ضربدری – صفحه 7 – انجمن لوتی
https://www.looti.net/12_1251_7.html
Translate this page
ســــــــــــــــــــکس ضربدری داغ ما//۱. اسم من کیان و34سالمه.یه دوست خیلی صمیمی به اسم سعید دارم که اونم 33سالشه وفقط چندماه ازمن کوچکتر. من وسعیدازدوران داشجویی با هم بودیم ورابطه خیلی خوبی باهم داشتیم.این دوست ما یه دخترخاله به اسم سمیرا داره که حدود 5 سال پیش با هم ازدواج کردن وبه چشم خواهری خیلی خوشگل وخوش استیل.

 


تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز
NS